خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )
642
نهج البلاغة ( فارسى )
قسمت سوم خطبه 16 پس ( از بيان شرافت و بزرگى دين مقدّس اسلام بدان ) خداوند سبحان ( براى تبليغ آن ) محمّد - صلّى اللّه عليه و آله - را براستى و درستى برانگيخت هنگاميكه ( از بسيارى آشوب و گرفتارى و خونريزيهاى بنا حقّ ) سپرى شدن دنيا ( ى هر ملّتى بوسيلهء فساد ) نزديك گرديده ، و آگاهى ( آنها بسبب مرگشان ) بامر آخرت رو آورده ، و خوشى آن بعد از درخشندگى تاريك شده ، و اهلش را ( بسختيها گرفتار كرده بود كه راه به جائى نمى بردند ) و بستر آن ناهموار گرديده مهارش را بدست كشنده سپرده بود ، و اين در هنگام بسر رسيدن مدّت و نزديك شدن علامات ( ويرانى ) و از بين رفتن اهل و شكسته شدن حلقه و گسيخته شدن ريسمان و كهنه و نابود شدن نشانهها و آشكار شدن عيبها و كوتاه شدن مدّت دراز آن بود ( خلاصه خداوند پيغمبر اكرم را هنگامى كه نادانى و گمراهى سرتاسر دنيا را فرا گرفته بود مبعوث فرمود ، و آن حضرت در اندك مدّتى مردم را به شاه راه هدايت و رستگارى و بعلوم و معارف الهى آشنا نمود ) 17 خداوند سبحان آن بزرگوار را براى رسالت خود تبليغ كننده و سبب بزرگوارى امّت و بهار ( خرمى ) اهل زمان و سربلندى مدد كاران و سر افرازى يارانش قرار داد ، 18 پس قرآن را به او فرستاد ، و قرآن روشنائى است كه قنديلهاى آن خاموش نمى شود ، و چراغى است كه افروختگى آن فرو نمى نشيند ، و دريايى است كه ته آن پيدا نمى گردد ، و راهى است كه سير در آن گمراهى ندارد ، و شعاعى است تابان كه روشنى آن بى نور نمى شود ، و جدا كننده است ( ميان حقّ و باطل ) كه دليل آن ناچيز نمى گردد ، و بنائى است كه پايههاى آن ويران نمى شود ،